مرتضى راوندى
129
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ما همدست شدند . از مقابلهء ايشان ناتوان مانديم كه ياران ما اندك بودند . اخبار از ما نهان مىماند و اين مهمترين سبب زوال ملك ما بود . « 16 » مسعودى مىنويسد كه در محضر منصور ، سخن از خلفاى بنى اميه به ميان آمد ، منصور گفت : « عبد الملك ستمگرى بود كه از هيچچيز باك نداشت ، سليمان همهء همتش شكم و زير شكمش بود ، عمر بن عبد العزيز يك چشمى ميان كوران بود ، مرد بنى اميه هشام بود . بنى اميه ملك خويش مضبوط و محفوظ داشتند . . . تا كار به فرزندان عياش آنها رسيد كه همهء همتشان شهوتپرستى و لذتجويى از معاصى بود . . . خلافت را رها كردند و در كار سياست سستى كردند . . . » « 17 » قيام ابو مسلم در چنين اوضاع و احوالى ، ابو مسلم خراسانى كه موقعيت را از هر جهت آماده ديد از عدم رضايت عمومى استفاده كرد و پرچم سياه عباسى را در قريهاى نزديك مرو برافراشت و مردم را به جنگ بيدادگران فراخواند و در سال 130 مرو را گرفت ، و نصر بن سيار شكست خورد و گريخت . اعراب و همراهان نصر وقتى ديدند كه مروان در خواب غفلت فرورفته ، چنان كه بايد پايدارى نكردند . ياران ابو مسلم ، يا سيهجامگان ، چون شعار يعنى جامهء خود را سياه كرده بودند مسوده يا سيهجامگان خوانده مىشدند . اين جماعت باايمان تحت رهبرى ابو مسلم ، با حزم و احتياط به پيشروى ادامه دادند . از هر سو گروهگروه به ابو مسلم پيوستند ؛ از هرات ، پوشنج ، مرورود ، طالقان ، مرو ، نيشابور ، سرخس ، بلخ ، چغانيان ، طخارستان ، شكورختل ، كش ، ونسف از هرسو به يارى او مىآمدند . همه سياهپوش بودند و چماقى نيمه سياه به دست داشتند كه مىگفتند كافركوب است . پياده و سوار ، بعضى اسبسوار ، برخى ديگر خرسوار وارد مىشدند ، به درازگوشهاى خود بانگ مىزدند و مروان خطاب مىكردند زيرا مروان ثانى الحمار لقب داشت . عدهء آنها در حدود يكصد هزار تن بود . به اين ترتيب ، مناطق متصرفى ابو مسلم روزبروز وسعت گرفت و كوفه به دست طرفداران بنى عباس افتاد و در مدتى كوتاه قسمت شرقى خلافت بنى اميه از كف آنان بيرون رفت . تنها شخص وفادارى كه خواهان بقاء حكومت امويان بود نصر بن سيار بود كه او نيز در حال فرار در شهر ساوه بدرود حيات گفت . پس از پيروزيهايى كه در گرگان و نهاوند نصيب لشكريان ابو مسلم شد ، نبرد قطعى در كنار رود زاب يكى از شاخههاى دجله به وقوع پيوست و به قدرت بنى اميه پايان بخشيد . دمشق ، پايتخت خلفاى اموى ، به تصرف عباسيان درآمد و مروان پس از مدتى سرگردانى دستگير شد و به قتل رسيد . در مكه و مدينه و بصره و فلسطين هرجا خاندان بنى اميه را يافتند قتل عام كردند . در جريان مبارزات بنى اميه با بنى عباس ، ابراهيم ، امام عباسيان ، به دست عمال بنى اميه كشته شد ، لذا مردم كوفه با برادر او ابو العباس سفاح دست بيعت دادند . اين مرد كه اولين خليفهء خاندان عباسى است به زودى به يارى ايرانيان ، مناطق وسيعى را به تصرف خود درآورد و ابو سلمهء خلّال را كه از رجال همدان و از ياران صديق
--> ( 16 ) . همان ، ج 2 ، ص 230 . ( 17 ) . همان ، ص 286 .